مختصری از زندگی نامه استاد مصطفی شرفی
در سال 1309 خورشیدی در روستای گاوسوار شهرستان ادیب پرور ایوان به دنیا چشم گشود.زنده یاد درباره تولد خودش چنین می گوید :
چنین دارم از گفت مادر به یاد
که رحمت بر آن مادر پاک باد
چو از هجرت خاتم المرسلین
هزارو سه صد سالو نه همچنین
زسیر زمانه به سر بررسید
به آذر مه از مام گشتم پدید
در تنها مدرسه ی ایوان به همراه برادر محترش مرحوم تراب خان تحصیلات ابتدایی را گذراند.سپس به سومار عزیمت نمود.در آنجا به نظام وارد شد و به حراست مرزهای ایران عزیز پرداخت.پس از مدتی به همراه خانواده به کرمانشاه انتقال یافت.در آنجا به تحصیل و مطالعه ی آثار و دواین شعرا و بزرگان فرهنگ ایرانی و اسلامی مشغول شد.استاد ذهنی وقار و طبعی فاخر داشت.به طوریکه در مدت اقامت در کرمانشاهموفق به خلق آثار وزین و گرانبهایی گردید.(ادامه در نظر بعدی)
آثارش به دو دسته قابل تقسیم است:
1)نظم 2)نثر
در آثار منظوم به فارسی و کردی کلهری طبع آزمایی نموده است.آثار منظوم شامل مجموعه های زیر است:
1.گلزار ادب در حدود5000بیت
2.نادر نامه تقریبا 16000 بیت
3.مجموعه اشعار دینی 20000 بیت
که در آن به معراج و تحمیدیه هایی زیبا و فاخر پرداخته است.
4.اندرز نامه
5.آیینه عبرت6.سر (اسرار )دلبران7.شاهنامه کردی 8.جوان نامه و ............
در آثار منثور روان و صمیمی به وصایای مهم به مردم روزگار و زندگینامه حضرت علی (ع) و خامس آل عبا و تاریخ پیامبران و سلاطین پرداخته است.
استاد فقید به زادگاهش ایوان سربلند عشق می ورزید و همواره در هر محفلی به این دیار سترگ و با تمدن افتخار می نمود.
یک دو بیتی از اشعار معظم له :
زشعر شکربار و لطف سخن به کیوان رسد نام ایوان زمن

زمن بر شود نام ایوان زمین چو اهرام در مصر و دیوار چین                                   گرد آورنده :آقای مسلم صفایی   

  


Prescription

A woman accompanied her husband to the doctor's office. After the check-up, the doctor took the wife aside and said, "If you don't do the following, your husband will surely die."
"1-Each morning, makes him a healthy breakfast and sends him off to work in a good mood."
"2-At lunchtime, make him a warm, nutritious meal and put him in a good form of mind before he goes back to work."
"3-For dinner, make an especially nice meal and don't burden him with household chores."
At home, the husband asked his wife what the doctor had told her. "You're going to die." She replied.

نسخه
خانمی شوهرش را به مطب دکتر برد. بعد از معاینه؛ دکتر، خانم را به طرفی برد و گفت: اگر شما این کارها را انجام ندهید، به طور حتم شوهرتان خواهد مرد.
1- هر صبح، برایش یک صبحانه ی مقوی درست کنید و با روحیه ی خوب او را به سرکار بفرستید.
2- هنگام ناهار، غذای مغذی و گرم درست کنید و قبل از اینکه به سرکار برود او را در یک محیط خوب مورد توجه قرار بدهید.
3- برای شام، یک غذای خوب و مخصوص درست کنید و او در کارهای خانه كمك نکند.
در خانه، شوهر از همسرش پرسید دکتر به او چه گفت: او (خانم) گفت: شما خواهید مرد.  
 با تشکر از آقای صفایی دبیر زبان انگلیسی مدارس شهرستان ایوان

ضرب المثل کردی کلهری
ضرب المثل کردی کلهری:
(یا خوداگه حبیب نجار )
حبیب نجار به پیغمبر زمانش ایمان آورد .بدخواهان به حاکم خبر دادند که حبیب به پیامبر پیوسته .حاکم هم برای اینکه بهانه ای برای به دام انداختن حبیب داشته باشد مامور فرستاد تا به او بگوید حاکم امر کرده که چهل من جو از چوب بتراشد به طوری که حتی یک دانه از آنها با بفیه فرق نداشته باشد.حبیب که میدانست علت این کار چیست به مامور گفت برای این کار به چهل شبانه روز وقت نیاز دارم .پس شورا و مشاورین پذیرفتند که به او فرصت درخواستی بدهند و هر روز پیگیری می کردند که وضعیت چگونه پیش می رود و هر روز خبر می رسید که هنوز چوی تراشیده نشده است.طرف حاکم هم خوشحال از این که حبیب را به گیر انداخته اند .صبح چهلمین روز سر رسیدو حبیب هم حتی یک دانه جو نتراشیده بود .و تقریبا مرگ خود را قطعی میدانست .در این حین در حیاط حبیب زده شد و او حاضر شد که به قصر برود که مامور گفت به جای جو برای حاکم تابوت بتراش که مرده است .
(یا خدای حبیب نجار )وقتی کسی در تنگناهی قرار گرفته باشد بکار می رود. ارسالی توسط جناب آقای صفایی 

داستان کوتاه همراه با ترجمه فارسی

Last week I went to the theater, the play was very interesting. I didn’t enjoy it! A couple was sitting behind me, talking loudly. I couldn’t hear the actors; so I looked at them angrily. They didn’t pay any attention.
“I can’t hear a word” I said angrily.” it’s none of your business,” he said.” this is a private conversation!”

هفته قبل به تئاتر رفتم. نمایش بسیار جذاب بود.من از آن لذت نبردم.زوجی پشت سر من نشسته بودند و با صدای بلند صحبت می کردند.من نمی توانستم صدای بازیگران را بشنوم،بنابراین با عصبانیت به آنها نگاهی انداختم.آنها توجهی نکردند.با عصبانیت گفتم:”من یک کلمه نمی توانم بشنوم”.مرد گفت:”به تو ربطی ندارد.این یک گفتگوی خصوصی است.با تشکر فراوان از جناب آقای صفایی
 


لذت از زندگی
اندرزهای شکسپیر برای لذت از زندگی 
ویلیام شکسپیر گفت :
من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟
برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم
انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ...
زندگی کوتاه است ...
پس به زندگی ات عشق بورز ...
خوشحال باش
و لبخند بزن
فقط برای خودت زندگی کن و ...
قبل از اینکه صحبت کنی ؛ گوش کن
قبل از اینکه بنویسی ؛ فکر کن
قبل از اینکه خرج کنی ؛ درآمد داشته باش
قبل از اینکه دعا کنی ؛ ببخش
قبل از اینکه صدمه بزنی ؛ احساس کن
قبل از تنفر ؛ عشق بورز
زندگی این است ...
احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر

با سپاس از جناب آقای صفایی