حضرت ایوب از انبیاء مشهور بوده ونام مباركش 4 بار در 4 سوره قرآن آمده است.ایوب از ریشه آب یؤوب یعنی كسیكه بار دیگر سلامت ونعمت ومال وفرزندان به او بازگردانده شود بوده است.وی از فرزندان حضرت ابراهیم است.ایشان در سن 93 سالگی فوت كرد ودر قله كوه جحاف در حدود یمن به فاصله هشتاد میل از عدن دفن شده است.

 سرگذشت ایوب وآزمایش عجیب او 

ایوب در یكی از نواحی شام به نام بثنه زندگی میكرده است و7 سال در آن شهر به عبادت وپرستش خداوند مردم را تبلیغ مینموده وفقط سرانجام 3 نفر دعوت او را اجابت نموده اند.وی یكی از پیامبران است كه قرآن نبوت وپیامبری او را بیان كرده است.او فردی مهربان وبا تقوا بوده ودر مهمان نوازی شهرت داشته وقوم خود را به پرستش خدا دعوت مینموده است.

ایشان دارای مال فراوانی بوده ودارای خدمه وحشم فراوانی بوده ا ست.اوقاتی بر او گذشت كه همه اموال خود را از دست داد وبه انواع بلایا وامراض مبتلا گشت وجز زبانش كه به ذكر خدا مشغول بود عضو سالمی برایش نماند ولی او در تمامی این مراحل صبر نمود وناله نكرد.بیماری او آنقدر طولانی شد كه هیچكس با او هیچ رابطه نداشت وبه خاط بیماریش او را از شهر بیرون نمودند وجز همسرش هیچكس دیگر به او مهربانی ننمود ودر راه نگهداری ومراقبت از او تمام مال ودارایی خود را از دست داد تا جائیكه مجبور شد برای گذران زندگی برای مردم كار كند.همه این گرفتاریها صبر وشكر ایوب را زیاد كرد تا آنجائیكه صبر او زبانزد خاص وعام شد.

 ایوب اسوه صبر وسپاس 

قرآن ایشان را بهترین بنده خدا شكیبا ومتوجه واواب میخواند.او بین 7 تا18 سال به طور دائم در رنج وعذاب بود وهمه او را شماتت میكردند.

خدای متعال نحوه شفا یافتن او را چنین بیان نموده:ای ایوب!با پای خود به زمین بكوب.آن حضرت نیز چنین نمود وبه دستور خداوند چشمه ای از آب سرد جوشید وبه فرمان خداوند از آن آب نوشید وبدن خود را در آن شستشو داد وتمام مرضش اینگونه ازبین رفت. 

انگیزه تنبیه همسر ایوب 

روایت شده كه شیطان یك روز به صورت طبیبی بر همسر ایوب ظاهر شد وگفت:من شوهر تو را درمان میكنم به این شرط كه وقتی شفا یافت به من بگوید تنها عامل سلامتی من تو بوده ای وهیچ مزد دیگری نمیخواهم وهمسر ایوب چنین نمود.ایوب كه متوجه دام شیطان بود سخت برآشفت وسوگند یاد كرد كه اگر سلامتی خود را بازیافت صد تازیانه به همسرش بزند واو را تنبیه كند.وقتی كه ایوب سلامتی خود را به دست آورد برای اینكه به سوگند خود عمل كند قصد تنبیه او را داشت كه به فرمان خداوند وبه پاس جبران زحماتش بسته هایی از گندم ویا خرما را كه شامل صد شاخه بود بدست گرفت ویكبار به او زد وبه سوگندش عمل نمود.

منبع: قصه های قرآنی