سومار محل عروج عمواکبر


 
 
 
عمواکبر عزیزم

عجب جایی بود! محل عروج و پرکشیدنت رو میگم! سومار! چقدر مظلوم و غريبه؟ نمی دونم چه جوری توصیفش کنم. سرزمین ملائک؟ میعادگاه عاشقان؟ معراج عرشیان؟ از توصیفش عاجزم عموجان. خودت می دونی بیان احساساتم تو لحظاتي كه سومار بودم، در قالب کلمات و عبارات نمی گنجه

منطقه عملیات مسلم بن عقیل- سومار

خون به ناحق ریخته شده ی تو و همه ی شهدای مظلوم عملیات مسلم؛ چقدر به این کوه و دشت، عظمت داده؛ روح معنوی داده؛ صفا و نورانیت داده.....  

چقدر زیبا بود. چقدر دل انگیز بود. انگار تو اونجا بودی. خیلی خیلی نزدیک به من. لحظات بسیار شیرین و لذت بخشی بود. چه زود گذشت. اونقدر مجذوب اون منطقه شده بودم که دلم می خواست ساعت های زیادی همونجا می موندم و حظّ مي بردم. آخه یکی دو ساعت، واسه اینکه بتونم درست و حسابی باهات خلوت کنم اونم تو محل عروجت؛ خیلی کمه. واسه همین، در لحظات دل انگيز غروب آفتاب، موقع ترک اون فضای معنوی و زیبا، ازت قول گرفتم که دوباره بیام.....

قبل از سفر؛ از دوستت خواستم کمی از منطقه سومار و محل شهادتت برام توضیح بده.

گفت: تو مسیر، یه رودخونه هست که یکراست به سمت سومار میره.

بعدش یکسری ارتفاعاته که عملیات از اونجا آغاز شد. بعداز عبور از ارتفاعات به یه دشتی می رسیم که مقابل دشت، ارتفاعات دیگه ای هست که مرز ایران و عراق میشه. دشمن روی اون ارتفاعات مقابل مستقر بود. گردان ما که گردان حمزه از تيپ محمدرسول الله صلي الله عليه و آله بود، خط شکن بود. در حال پیشروی به میدون مین رسیدیم. هنگامی که تخریبچی ها مشغول بازکردن معبر بودند، یکی از مین های منور روشن شد و دشمن که روی ارتفاعات مقابل، کاملا بر ما مشرف بود، شروع به تیراندازی کرد که عمواکبر اونجا توی همون دشت، وسط میدون مین شهید شد.

عمواكبر!

اي كاش مي دونستم دقيقا كجاي اين دشت پركشيدي تا خاك اونجا رو توتياي چشمم مي كردم. اون خاك رو مي بوسيدم و مي بوييدم. از اون خاك برمي داشتم و به همه نشون مي دادم و مي گفتم: اين خاك مشهد عمواكبرمه

خدایا این کوه و دشت چی داره و تو باطنش چی خوابیده که اینقدر حال آدم رو دگرگون می کنه؟ چه بوي غربتي ازش به مشام ميرسه.....

شكرت خدا. ممنونتم كه زيارت سومار رو قسمتم كردي. الحمدلله كما هو أهله...

-------------------------------------------------------

در سفر زيارتي به منطقه سومار، نايب الزياره دوستان بزرگوارم بودم. به لطف خدا، سفر زيبا و پرخاطره اي بود لذا قصد دارم دو پست مجزا درباره خاطرات اين سفر تقديم كنم انشاءالله

انشاءالله اين سفر زيبا و معنوي، روزي هر كي دوست داره بشه


بر اوج محبت علي اوجي نيست       در بحر، بجز كرامتش موجي نيست

     در كل ممالك و مذاهب به جهان        مانند علي و فاطمه زوجي نيست

سالروز ازدواج اميرالمؤمنين عليه السلام و حضرت زهرا سلام الله مبارك.


 وقتي اومده بود بدرقه ي من؛ اونقدر گريه كرد كه امام حسين عليه السلام خيلي زود طلبيدش.....

مادرم رفت زيارت كربلا......

منبع: سومار (1)