يادش ... دوران ابتدايي وحتي دبيرستان روزهاي جمعه وتعطيلات دلخوشيمان اين بود كه صبح فرا برسد واز هر كدام از بچه ها مبلغ 5  يا 10  ريال پول بگيريم با هم جمع كنيم وچند تا توپ پلاستيكي بخريم و دو تا از توپها را پاره كنيم ودوتا توپ سالم را در داخل آنها قرار دهيم بخاطر اينكه هم سنگين باشند هم ديرتر پاره شوند كلي با اين توپها دويديم وعرق ريزان وسبكبال روزگار را سپري نموديم  علاوه بر فرار در هنگام غرش هواپيماهاي عراقي هر از چند گاهي ما را از مدارس كه روزهاي تعطيلات در آنها بازي كرديم  بيرون مي كردند ونگذاشتند فوتبال بازي كنيم ودر پايان بازي توپها كه خيلي برايمان ارزش داشتند را به يك نفر آدم امانتدار داديم تا براي روز ديگر همراه خود صحيح وسالم بر گرداند .ياد كفشهاي لاستكي كه از نوك پنجه پاره شده بودند بخير.كفشهايي كه گاهي اوقات آنها را بصورت مشاركتي مي پوشيديم و كلي لذت برديم .


منبع :ريحان