ماجرای جارو …
ماجرای جارو …
نویسنده : سیروس انصاری نیا
تاریخ : ۱۴ / ۲ / ۱۳۹۱
درسال ۱۳۵۷ که درروستای گزین سومار درس می خواندیم و بنده کلاس دوم ابتدایی بودم آقای حمید صیدی که خداوند ایشان را رحمت کند ، از بچه های نفت شهر بود با موتور چوپای قرمز رنگی که داشت از جاده خاکی به طرف روستا ما می آمدو بعد از لحظاتی وارد کلاس شد از بچه ها جارو می خواست ما هم همگی از ترس تنبیه شدن دست به سینه شده بودیم ایشان جاروی دسته دار بلندی رادردست گرفت و تمام عکس های شاه -شاه بانو و ولی عهد را پایین آورد وپاره کرد وما هم از این حرکت خیلی خوشحال شدیم وگفت بچه ها شاه از بین رفته شما هم برید خانه که این یکی از بهترین خاطرات دوران مدرسه با اقا ی صیدی بود که روحش شاد باد.
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 19:23 توسط
|