
شهید صفر خوشروان از شهدای نامی در جبهه های حق علیه باطل گیلانغرب میباشد که در سال 1334در شهرستان گیلانغرب دیده به جهان گشودند و از همان دوران کودکی نشان داد که انسانی خلاق و با تفکر است .در دوران تحصیل از بهترین دانش آموزان بوده وهمیشه شاگرد اول مدرسه بوده است.او در دوران مدرسه خود را به عنوان دانش آموزی خلاق ومبتکر ثابت کرده بود .در سال سوم راهنمایی بوده است که با توجه به علاقه اش به کارهای فنی یک ماشین دروگر می سازد و این ماشین مانند کمپاین حرکت می کند و درو میکند ،این جریان نبوغ ذاتی و استعداد صفر را نمایان می کند.ایشان در دوران دبیرستان نیز یک بار با کمترین وسایل اقدام به ساخت هلی کوپتر (هواپیما)کوچکی میکند که به هوا می رود و پرواز میکند.
مهرداد رضاییفرنویسنده کتاب یال های خونین سرکش وسریوان میگوید: او بلافاصله بعد از دستور امام خمینی (ره) مبنی بر خروج سربازان از پادگانهای حکومت پهلوی، خدمت سربازی را رها کرد و به دلیل این که تحت تعقیب بود به عراق رفت و تا پیروزی انقلاب اسلامی در این کشور ماند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به کشور بازگشت و در راهاندازی سپاه پاسداران شهرستان گیلانغرب نقش مهمی از خود نشان داد.
مهرداد رضاییفرنویسنده کتاب یال های خونین سرکش وسریوان با اشاره به این که صفر خوشروان از شهدای شاخص استان کرمانشاه است، گفت: او در مقابله با گروهکهای ضد انقلاب در منطقه کردستان و شهرستان کامیاران، به عنوان یکی از فرماندهان سپاه نقش کلیدی ایفا کرد. پس از شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران فرماندهی عملیات سپاه پاسداران گیلانغرب را برعهده گرفت. او و دیگر همرزمانش و مردم توانستند در مقابل تجاوز ارتش بعثی عراق بایستند و از سقوط حتمی شهر جلوگیری کنند.
صفر خوشروان در آغاز جنگ بنا به عرقش به وطن وارد جبهه شد و با توجه به تیزی و قدرت خارق العاده وی در هنگام درگیری ها عملیات های مهمی با فرماندهی ایشان اجرا می گشت .او سربازی بود که فقط عشق به انقلاب و امام به میدان روانه اش کرده بود و از هر لحاظی ثابت کرده بود که حاضر است جانش را در راه حفظ ناموس و شرافت وطنش هدیه کند .
احمد شیرزادی در کتاب اوج عشق می گوید:((در تابستان1360به مدت 5ماه صفر از گردان دور بود و فقط خودش و مسئولین سپاه خبر داشتند که در این مدت کجاه رفته و چه کار میکند اما بعدها فهمیدم که شهید خوشروان در این مدت مخفیانه به قلب دشمن رفته گاهی تا 30کیلومتری استحکامات دشمن نفوذ می کند.او با سرسختی و مقاومت زیاد گاهی 5تا10روز در شیارها ودره ها و سنگها می ماند واز دشمن اطلاعات می گیرد و با دوربین عکاسی خود از تجهیزات دشمن عکس می گیرد تا اینکه سرانجام بعد از مدت 3ماه مقدمات عملیات مطلع الفجر را فراهم می کند.))
ایشان سرانجام در تاریخ 31خرداد1361ودر ساعت۳۵/۱۳دقیقه ظهر و در حال خنثی کردن مین و بر اثر انفجار یک مین لبیک می گوید و به سوی معبودش پر می کشد.
***************************************
قبضه های خمپاره اندازه ۱۲۰ میلی متری،از کار افتاده بود، آن هم فقط به خاطر شکسته شدن یک سوزن کوچک .
خوشروان (شهید صفر خوشروان) سریع دست به کار شد و با ابتدایی ترین وسایل، سوزن را درست کرد.اگر کسی نمی دانست خیال می کرد عمرش ر برای ساخت سلاح نظامی صرف کرده...
از این کارهای ابتکاری زیاد انجام می داد.
یک بار دیگر هم که سوئیچ ماشین گم شده بود، دوباره دست به کار شد. یک ورق آهنی، با یک سوهان معمولی کافی بود تا یک ساعته سوئیچ را آماده کند؛ بدون اینکه حتی قفل ماشین را باز کند.